تبلیغات
نی نی دانشجو

اولین روز دانشگاه من ...

10:52 ق.ظ - دوشنبه 20 تیر 1390 // نویسنده: مرتضی فروتن تنها

بابا اینجا که روی تابلوش نوشته تربیت معلم ؟ ! مگه دانشکده نبود ؟ تعجب کردم ! خواستم برم داخل تربیت معلم از یکی بپرسم که کلاسا کجا برگزارمیشه ؟ خواستم برم داخل که دیدم روی درب تربیت معلم نوشته بود که کلاس های دانشکده فنی و مهندسی تربت حیدریه داخل کوچه .

خواستم مطمئن شم ، رفتم از نگهبانی تربیت معلم پرسیدم ، گفت درب داخل کوچه ، ولی یه مسیر هم  از همین پشت تربیت معلم داره . من هم گفتم از راه مخفیش برم یاد بگیرم مسیرهای مختلف رو ... از دیواره ایرانیتی که رد شدم رفتم داخل حیاطش ، وارد حیات شدم دو نفر رو دیدم ...

یه استاد جوون که داشت با یکی از دانشجویان صحبت می کرد ، حالا این استاده یادتون باشه که  ببینین چه استادی از کار درومد . از کنارشون رد شدم و زیاد اعتنایی نکردم . داشتم نزدیک ورودی سالن کلاس ها میرسیدم که یهویی ... ( اینجا رو نمیگم )

رفتم داخل سالن ، و از قسمت آموزش کلاسا رو پرسیدم ، و اونا گفتند کلاس شما یه هفته در میون برگزار میشه و امروز جزو روز های تعطیله ...

بابا بد جور خورد تو ذوقم ، روز اول دانشگاه ضد حال خوردم ! ولی خویش این بود که با محیطش یک آشنایی کلی بدست آوردم .

بهم گفتند باید برین سلف ناهار بخورین ، رفتم سمت سلف ، ... ادامه خاطرات در روز های آینده ....




برچسب ها : خاطره , دانشکده , دانشجو ,


سرور مجازی

ماکت سازی

نمای کامپوزیت

پارتیشن شیشه ای و پارتیشن اداری

لوازم جانبی موبایل

نرم افزار پخش مویرگی